گزارش هاي نگران کننده در حالي ارائه مي گردد که به منظور حل معضل کوچي ها، کميسيوني نيز از سوي دولت توظيف گرديده است تا راهکارهاي را براي رفع اين مشکل بررسي نمايد.
اما بر اساس گفته هاي مردم محل، اين کميسيون تا هنوز که تقريباً نزديک به دو ماه از حضور کوچي ها در بهسود مي گذرد، هيچ اقدام عملي را در اين رابطه انجام نداده است. و بنا به اظهارات کساني که با منطقه در ارتباط هستند اوضاع امنيتي در اين مناطق نگران کننده مي باشد.
براي اينکه معلومات مفصل تر و دقيق تري در اين زمينه بدست بياوريم، به سراغ کساني رفتيم که به تازگي از منطقه برگشته اند و يا در ترکيب هيأت هايي که از ساحه بازديد کرده، حضور داشته اند.
از محمد اسمعيل صفدري عضو ولسي جرگه و منشي کميسيون اقوام و قبايل، مهاجرين و کوچي ها پرسيدم که اوضاع امنيتي در ساحاتي که کوچيها حضور دارند، از چه قرار است؟ وي که در ترکيب هيأتي از منطقه بازديد نموده است اوضاع امنيتي در اين ساحات را نگران کننده توصيف نموده مي گويد. به باور من مسؤولين ولسوالي حصه دوم بهسود در حدود 70% اين ولسوالي يا کمتر از آن تسلط ندارد. و در مربوطات حصه اول بهسود هم بين چهل تا پنجاه درصد ولسوالي از تحت تسلط مسؤولين خارج مي باشد.
آقاي صفدري در مورد وضعيت امنيتي در بهسود دوم تأکيد مي نمايد که بخش اعظم از اين مناطق ناامن مي باشد. وي به يک حادثه اشاره مي نمايد که هيأتي که از طرف والي ولايت ميدان غرض ارزيابي معضل کوچيها به منطقه رفته بود و ايشان نيز همراه با اين هيأت در يکي از مناطقي که تحت تسلط کوچيها قرار دارد از سوي تفنگ بدوشان کوچيها بالاي آنها فير صورت مي گيرد.
از آقاي صفدري پرسيدم با توجه به اينکه در سالهاي اخير معضل کوچيها در بهسود همه ساله تکرار مي شود، از نظر شما تأثير هجوم مسلحانه کوچي ها در اين مناطق و درخواست هاي مکرر مردم از دولت مبني بر حل اين مشکل، اصل اعتماد مردم نسبت به دولت چگونه ارزيابي مي گردد؟
وي در پاسخ اين سوال جواب داده مي گويد: يکي از دلايل امن بودن هزارجات در مدت 5-6 سال اخير باور و اعتماد مردم نسبت به حکومت مرکزي بوده است؛ اما هرقدر از طول عمر اين دولت مي گذرد، اعتماد و اطمينان مردم در سراسر افغانستان باالعموم و در مناطق مرکزي به خصوص از دولت کاسته شده است.
از سال 81 تا حالا حکومت کاملاً يک جانبه و يکطرفه به نحوي از انحاء از کوچي ها حمايت کرده است؛ زيرا نفس اقدام نکردن دولت مبني بر حل اين مشکل، خود حمايت يک جانبه از کوچي ها مي باشد. با توجه به اينکه مردم بهسود به تمام برنامه هاي ملي لبيک گفته اند، در عين حال از امتيازاتي که در ساير مناطق وجود دارد بي بهره هستند مشکلاتي چون هجوم مسلحانه کوچيها صد در صد به باور مردم نسبت به دولت و حکومت مرکزي ضربه وارد کرده است.
اين در حاليست که اظهارات ساکنين بهسود نيز بيانگر همين قضيه است. چنانچه در تظاهرات مسالمت آميزي که چندي پيش از سوي آنها در کابل راه اندازي گرديده بود يکي از مواردي را که مظاهره چيان بر آن اشاره مي کردند، اين بود که دولت افغانستان سياست يک بام و دو هوا را به پيش گرفته است. در بعضي از مناطق ميليون ها دالر را براي تأمين امنيت و ثبات به مصرف مي رساند؛ اما در بعضي از مناطق مانند ولسوالي هاي بهسود اول و دوم ميدان وردک، امنيت مردم توسط هجوم مسلحانه کوچيها به چالش گرفته مي شود و ساکنين قناعت پيشه اين مناطق توسط کوچيها از خانه هايشان بيرون رانده شده و کشت و زراعت آنان که تنها راه درآمد نه چندان کافي مردم است، خوراک مواشي خانه بدوشاني مي گردد که تمام سرمايه و دارايي يک قريه برابر به يک خيمه يا يک خانواده آنان است و دولت هم با مجامله کاري بر شدت و دامنه نا امني افزوده است.
در کل چنين به نظر مي رسد که در سال جاري حضور کوچيها در بهسود نسبت به چند سال پيش کاملاً تفاوت دارد. و اين تفاوت از ناحيه آواره شدن مردم، تلفات جاني و مالي آنان و اينکه کوچيها بنا به گفته هاي ساکنين مناطق دست به غارت اموال مردم زده اند، کاملاً نشان دهنده اين تفاوت است که حتي در زمان حکومت طالبان نيز اتفاق نيافتاده بود.
از قربان علي فصيحي يکتن از نمايندگان مردم بهسود وعضو شوراي ولايتي کابل سوال کردم که ميزان تلفات و خسارات مردم در چه حد است؟
وي گفت: در مورد تلفات جاني تا هنوز آنچه مشخص است اين است که 2 نفر از هالي بهسود توسط کوچي ها کشته شده و چندين نفر نيز زخمي گرديده اند که 3 زن نيز شامل زخمي شدگان هستند. اما در رابطه با خسارات وارده مالي بر مردم آمار دقيقي توسط دولت و نهادهاي غير دولتي ارائه نگرديده است؛ آقاي فصيحي اضافه مي نمايد که زندگي مردم در هزارجات و بخصوص بهسود يک زندگي زراعتي است و در بخشي وسيعي از زراعت و کشت مردم آسيب رسيده است که توسط مواشي کوچيها از بين رفته و يا به اثر بي آبي بعد از فرار مردم از منطقه خساره مند گرديده است.
در بخش مالداري نيز با اينکه مردم بهسود مانند کوچيها مالدار نمي باشند، در زماني که مردم از منطقه کوچ داده شده اند، گاو و گوسفندان خويش را به پايين ترين قيمت ممکن فروخته و جان خويش را خريده اند که در اين بخش هم آسيب بزرگي به مردم رسيده است.
از لحاظ روحي و رواني هم آنچه که ايشان عنوان مي کند، نه تنها مردم بهسود که ساير شهروندان افغاني نيز آسيب ديده اند زيرا مختل شدن امنيت و آوارگي هزاران انسان از خانه و کاشانه شان به احساسات هر انسان اين سرزمين تأثير منفي مي گذارد.
بسته شدن دروازه هاي مکاتب و سرگرداني هزاران شاگرد معارف نيز از خسارات ديگري است که به گفته آقاي فصيحي متوجه مردم بهسود و جامعه معارف افغانستان گرديده است.
گزارشي که از سوي کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نيز چندي پيش به نشر رسيده بود بيانگر اين واقعيت بود که در ساحاتي که کوچيها رفته اند مردم محل شديداً خساره مند گرديده اند چنانچه در يک بخشي از اين گزارش آمده است: «مردم محل از ناحيه برخورد با کوچيها متحمل خسارات مالي و ناراحتي رواني از قبيل پامال شدن بذر آبي و للمي توسط مواشي کوچيها، سوختاندن منازل شخصي، آواره شدن خانواده ها، تخليه شدن قريه جات، محروم شدن شاگردان معارف از رفتن به مکتب، ايجاد ترس و وحشت بين مردم شده است» همچنان در گزارش اين کميسيون پيشنهاد گرديده است که «به منظور برطرف شدن دايمي اين معضله و برخوردها بين اقوام افغانستان به خصوص بين کوچيها و مردم محل پروژه هاي آماده سازي زمين هاي خارة دولتي روي دست گرفته شده کوچيها و دهقانان بي زمين اسکان داده شود تا کوچي ها هم از اين زندگي رقت بار رهايي يافته و اطفال انان نيز از خدمات آموزشي و تحصيلي منظم و همسان با ساير شهروندان برخوردار گردند.»
از آقاي فصيحي پرسيدم به نظر شما راه حل معضل کوچيها در چيست؟
وي مي گويد: اگر بدور از تمام تعصبات بياييم و اين قضيه را به بررسي بگيريم واقعيت اين است که هزارهجات گنجايش کوچيها را ندارد. راه حل معقول و منطقي اين است که به کوچيها بايد اسکان داده شود، آنچه که در ماده چهاردهم قانون اساسي افغانستان نيز تذکر داده شده است.
به گفته آقاي فصيحي کوچيها نيز انسان هاي اين سرزمين هستند و چه خوب است که مثل ساير مردم افغانستان به زندگي شهري روي آورند و کوچيها اين حق را ندارند که به زندگي ديگران آسيب برسانند.
از وي پرسيدم که شما گفتيد هزارجات گنجايش کوچي ها را ندارد، آيا ادارات رسمي دولتي و مقامات بلند پايه دولت افغانستان به اين گفته شما هم نظر است؟
او مي گويد: متأسفانه يکي از اعتراضات که بر دولت وارد است اين است که دولت بخود اعتبار ندارد، به اين دليل که در سال 84، پنج تن از وزراي مشاور همين دولت با ترکيب اقوام مختلف هزارجات را ديدند و نتيجه تحقيقات خويش را به دولت چنين ارائه کردند که هزارجات گنجايش کوچي ها را ندارد. اما اين دولت است که نيتجه تحقيقات وزراي مشاور خويش را ناديده مي گيرد.
به باور آقاي فصيحي اگر به همين نظريه بها داده مي شد، يعني اگر دولت به نظر خود باور مي داشت و روي آن کار مي کرد. طي اين دو سال اخير معضل کوچيها حل گرديده امروز کسي شاهد آوارگي و مهاجرت مردم محل به اثر هجوم مسلحانه کوچي ها نمي بود.
از سوي ديگر چنين به نظر مي رسد که در اين چند سال اخير که معضل کوچيها در بهسود هر سال داغتر از سال پيش مي گردد تنها هيأت فرستادن دولت به منطقه کاري را از پيش نبرده است. و مردم محل همچنان ناراضي هستند، که اين مسئله بنا به گفتهاي آگاهان امور زمينه فاصله بين دولت و مردم را گسترش داده است، چنانچه در راپور منتشره از سوي کميسيون مستقل حقوق بشر نيز تذکر داده شده است که «نتيجه گيري هيأت هاي با صلاحيت دولتي به آگاهي عامه رسانده نشده و هم فيصلة شان پيگيري نشده است و اگر نه اين قضيه حاضر رخ نمي داد»
هيأتي که در سال جاري از طرف دولت به منطقه فرستاده شده است، بنا به گفته آنان که در جريان اين مسئله قرار دارند نيز کاري انجام نداده است.
محمد حسين فهيمي معاون شوراي ولايتي ميدان وردک که خود نيز در ترکيب هيأتي که از سوي والي ميدان وردک به منطقه فرستاده شده بود، حضور داشته است مي گويد: در نتيجه صحبت هايي که ما با مردم ده نشين داشتيم، از گفته هاي مردم چنين به دست مي آمد که آنان از هيأتي که از سوي دولت به منطقه فرستاده شده بودند، ناراضي به نظر مي رسيدند. زيرا هيأت متذکره از ساحات آسيب ديده بازديد نکرده اند و صرف ديداري يک ساعته با مردم منطقه در بهسود داشته و لحظاتي کمي در يکي از مناطق تحت تسلط کوچي ها به سر برده و با آنان نيز صحبت هاي مختصري داشته اند.
آقاي فهيمي بدين نکته نيز اشاره دارد که هيأتي فرستاده شده از سوي والي ميدان در مناطق تحت تسلط کوچي ها، شاهد اين بوده اند که قريه جات خالي از سکنه گرديده و به گفته او 60 تا 70 درصد منازل مردم که تخليه شده خساره مند گرديده است.
آقاي فهيمي مي گويد هيأت متذکره با چشم سر خويش ديده اند که قفل دروازه هاي مردم شکستانده شده و لوازم خانه هاي آنان به هر طرف پراکنده شده بود. در حاليکه نماينده يوناما و حقوق بشر نيز همراه با هيأت ولايت در يکي از مناطق تحت تسلط کوچي ها به منظور گفتگو با آنان وارد منطقه مي گردد، از سوي کوچيها بالاي آنان آتش گشوده مي شود.
گفتني است يکي از مواردي که در ارتباط معضل کوچيها بر سر زبان ها هست عدم اقدام عملي دولت مي باشد. بيشتر کساني که اين قضيه را از نزديک تعقيب مي نمايند از اين ناحيه شاکي هستند، چنانچه در تظاهراتي که قبلاً نيز از آن ياد کرديم، مظاهره کنندگان مي گفتند ما براي رسيدگي به مشکلات خود و حل اين قضيه، دروازه هر اداره دولتي را کوبيده ايم و تا رياست جمهوري نيز رفته ايم اما کسي به داد ما نرسيده و اينک از دفر نمايندگي ملل متحد در افغانستان مي خواهيم تا بر اين قضيه نظارت نموده و بر دولت فشار وارد کند تا از گسترش اين فاجعه جلوگيري نمايد.
از احمد علي راشد رييس شوراي ولايتي حزب وحدت در کابل که اين قضايا را از نزديک دنبال مي نمايد، پرسيدم چه دليلي وجود دارد که دولت نمي خواهد در اين رابطه اقدام عملي نمايد. وي مي گويد: دليل پيش خود دولت است؛ اما يکي از دلايلي را که مي توان عنوان نمود اين است که گزارش هاي ادارات پايين دولت به شخص رييس جمهور جانبدارانه است. همين مسائل سبب مي شود که رييس جمهور نتواند تصميم بگيرد که اظهارات مردم را مبناي قضاوت خود قرار بدهد؟ و يا بر اساس گزارش ادارات خود عمل نمايد. آقاي راشد اضافه مي کند آنچنانکه مردم از دولت انتظار داشت اين انتظارات برآورده نشد و با توجه به اينکه بهسود از مناطق کاملاً امن ولايت ميدان به حساب مي آيد. وقتي اين منطقه به آشوب کشانده مي شود و دولت اقدام عملي روي دست نمي گيرد. براي ما کاملاً مايه تأسف است.
آقاي راشد به نکته ديگري نيز اشاره مي نمايد. و آن اينکه معضل کوچي ها تنها با هزاره ها نيست بلکه با ده نشينان و ساکنان اصلي مناطق است و ده نشين هم پشتون است، هم تاجيک است و هم هزاره و ازبک، اقدام عملي دولت مبني بر حل دايمي معضل کوچي ها علاوه بر آنکه خاطر ده نشينان را آسوده مي نمايد. به کوچيها نيز کمک مي کند تا با تمدن آشنا شوند و زندگي راحت تري را به پيش گيرند.
آنچه حضور کوچيها را در اين مناطق به غايله تبديل کرده است، هجوم مسلحانة انان است و مردم محل نيز ادعا دارند که پس از آنکه ما به برنامه هاي داياگ و DDR پيوسته ايم وسيله براي دفاع از خود هم نداريم و اين مسئله سبب گرديده است تا کوچي ها هرچه دلشان مي خواهند انجام بدهند. و حتي مقامات و مسؤولين محلي را هم به حساب نياورند.
محمد رضا ذکي مدير حقوق ولسوالي حصه اول بهسود که هيأت ولايت ميدان را در مناطق تحت تسلط کوچي ها همراهي مي کرده است گفت: يکتن از کوچي هاي مسلح در جريان صحبت با ولسوال حصه دوم بهسود با پرخاش و تهديدگونه به ولسوال گفت: باعث اين همه جنجال در منطقه شما هستيد.
آقاي ذکي همچنان در ادامه افزود: کوچي ها خود مي گويند که ما مسلح هستيم و تمام امکانات نظامي را در اختيار داريم. محمد حسين فهيمي معاون شوراي ولايتي ميدان نيز مي گويد که بنا به اعتراف خود کوچي ها و آماري که آنان از افراد و مقدار تسليحات خود ارائه داده اند نزديک به 600 نفر مسلح کوچي در بهسود حضور دارد.
آقاي ذکي در پايان گفت که به اساس بررسي که هيأت ولايت ميدان از منطقه نموده است در نتيجه هجوم کوچي ها بيش از 150 قريه خورد و بزرگ در هر دو ولسوالي خالي از سکنه گرديده و 15 باب مکتب نيز در اين ساحات مسدود گرديده است.
گفتني است بنا به تازه ترين گزارش هاي که از منطقه بدست مي آيد هنوزهم کوچ کردن مردم از مناطق جريان داشته و بر تعداد آوارگان هر روز اضافه مي گردد.
بر گرفته از مشارکت ملی