![]() |
![]() |
|
| ميدان فعاليت؛ موضوعات گوناگون اجتماعي، فرهنگي، سياسي و تاريخي |
|
نقدي بر نقدهاي هوايي انديشمندان دايكندي! جمعي از انديشمندان و متفكرين(بيشتر اهل دايكندي) طبقة محروم و مظلوم هر ازچندگاهي بر نظريات و ديدگاههاي همديگر نقدهاي ارايه، و يا تحليل و نظريهپرادزي ميكنند، كه نقد و نظر، و تئوريپردازي خود انديشهآفرين و كارساز است. ناقدين و نظريهپردازان بهروز صحنة الكترونيك و بازار سياست، بعنوان نمونه متفكراني چون: مسيح ارزگاني، اسد بودا، توسلي غرجستاني، امين، فاتح، رهنورد، داكتر رجا و... بيشتر ابتكار عمل را به دست، و بيش از همه دغدغة ملتـ كشور دارند!، كه اين توجه و نقد و انتقاد، خود امر پسنديدهي است. اما بر نقدها و گفتههاي آنان نقدهاي دارم كه در ذيل ميخوانيد. در نگاه اول، توجه كنيم كه نقد و مفهوم آن چيست؟ نقد[1] در لغت بهمعناي سِرَ کردن و بيرون کردن درهمهاي ناسِره از ميان درهمها است، و در اصطلاح عبارت از: شرح معايب و محاسن عملکرد، واقعه، خبر و نظر است، نقد در علمِ رجال جرح و تعديل، در علم الحديث تضعيف و تصحيح، در مباحث عقلي رد و اثبات خوانده ميشود.[2] فرهنگ معين آمده است: «تميز دادن خوب از بد، آشكار كردن محاسن و معايب سخن، تشخيص معايب و محاسن اثري ادبي، نقد گفته ميشود»[3]. پس حاصل نقدِ يک متن يا يك موضوع ميتواند گزينههاي ذيل را به نمايش بگذارد.[4] الف. تثبيت و تحسين موضوعِ مورد نقد؛ ب. بيان کمبودها و نارساييها، يعني نشاندادن اجمال و نقصِ موضوعِ مورد نقد؛ ج. بيان نکتههاي تاريک و گمراه کننده و شبههآميز يک موضوع که منجر به انحطاط و انحراف مخاطبين ميگردد؛ د. اراية راهِحل پيشنهادي منتقد.[5] ولي در نقدها و يا گفتههاي متفكران نامبرده، وقتيكه باريك ميشويم، خيلي هم درد ميهني، و دلسوزي قومي بهچشم نميخورد. اساساً نقدها و يا نظريههاي آنان از هيچ فرمولي مورد قبول پيروي نميكنند. هر نفدي فرمول خاص خود را دارد، مثلاً نقدها و انتقادات را از جنبة ناقدين به چند دستة مشخص ميتوان تقسيم نمود: 1ـ نقد و يا مؤاخذه در افكار عمومي؛ نظريهي و يا عملكردهاي افراد و يا نهادي، در اذهان عمومي مورد نقد و بررسي قرار ميگيرد، پذيرفته و يا رد ميشود. 2ـ نقد و بررسي علمي؛ كه فقط اهل هر موضوعي ميتواند، با حفظ حرمت و صداقت طبق فرمولي كه در تعريف نقد ارايه شد به نقد موضوع، حادثه، و يا نظريهي ميپردازد. كه در آخر اگر نقد منجر به ارايه نقض و نقصي شود، حتماً منتقد راهكاري را براي حل معضلي كه خودش ضمن تأملاتش بر موضوع مورد نقد يافته، ارايه ميكند. به يك چيز بايد توجه نمود كه اساساً نقدي از نوع نقد شخصيتي وجود ندارد، چون اين امر در حوزة شخصي روحي، رواني و عوامل معنوي چون نيات و اخلاق فرد مورد نظر خواهد بود. در اين نوع نقد اندازهگيريهاي علمي وجود ندارد، چون از ويژگيهاي مهم هر نقد و پژوهشي قابل اندازهگيري بودن و آزمودن آن است. 3ـ نقد و مؤاخذة حقوقي؛ كه افراد، طبق تعريف قانون مورد مؤاخذه قرار گرفته، مجرميت و عدم مجرميت آنان را قانون تعيين ميكند، اين عام است در هر كشوري باشد، بالاخره قانون خاصي خود را دارد. در اين بخش است كه عملكردهاي افراد و يا نهادي مسؤول، توسط قانون مورد توجه و پيگرد قانوني قرار ميگيرد، و يا از جانب اشخاص ديگر به دست قانون سپرده ميشود، ولي اين حيطة نقد از ديد ناقدان زيرك ما دور نمانده است. حال انديشمندان ياد شده، مثلاً غرجستاني يك دفعه يخة اسپنتا را جفت ميكند، بار ديگر با هراتي در موضوع مليگرايي اسماعيل خان درگير ميشود، در جاي ديگر كاركردها و عملكردهاي دولت را در دايكندي مورد انتقاد قرار ميدهد، و در نقطة ديگر با طرح كردهها و گفتههاي شهيد مصطفي كاظمي، با نويسندة تواناي ديگر صحبتهاي جالب و خواندني ارايه ميكند!، و...، اما جناب بودا با توصيف و تعريف آرماني و ادبي خويش از شهيد مزاري!، ديگران را بر آن ميداراند، كه گويند (شهيد) مزاري چهكاري كرده، (شهيد) كاظمي چهكاري كرده و...اينها لياقت ندارند بهعنوان شهيد و يا فرد ملي قلمداد شوند! و... و همين طور جناب مسيح ارزگاني كه فعلاً احتمالاً در ديار جنوبشرق آسيا صاحب تشريف است، يك روزي با قافلة نقدي ادبي داكتر موسوي و داكتر طيب جواد و...را به ميز انتقاد ميكشاند، و زماني هم قريحة ادبياش گل ميكند بر هزارهها ميتازد، و در جاي ديگر با شرح مبسوطي از زندگي شهيد مصطفي كاظمي، در ذكري از بازيگران سياسي و همدورة شهيد كاظمي، در ياد كرد از مرحوم آيت الله فاضل، كلمة مرحوم را اضافه ميكند!، و در يادي از شهيد مزاري و قتي كه بنام او ميرسد، متفكر اديب و دانشمند ما دچار فراموشي ميشود! كه مزاري شهيد شده و يا لااقل مرده است مرحومش خوان!، بدين شيوه است، كه پاي متفكران ما ميلرزد، نقد و نظريهپردازيشان از صفحه كاغذ و يا جستجوگرهاي اينترنت فراتر نخواهند رفت. چون آن بزرگوران در نقدهاي شان بدنبال تبيين عقلاني و منطقي موضوع مورد بحث خود هيچگاه نرفتهاند، بلكه با كارويژههاي روانيـعاطفي در صدد اقناع من و ما ميگردند. اين قاعدة بينالمللي است كه نظريه و دكترين سياسي و اجتماعي مورد نقد قرار ميگيرد و رد ميشود، منتقدين بلا فاصله بجاي آن نظريه و يا دكترين، جايگزين و نظريه قابل قبول را ارايه ميكنند، حالا اين شما و نقاديهاي روشنفكران منتقد ما! كه نقدهايهاي آنان گاهي حقوقي است، و گاهي شخصيتي و ارزشي. كه اين نوع مؤاخذه اصلاً در حيطة مسؤوليت علمي آنان نبوده و يا نقد علمي و سياسي راه دارد، اما بيراهكار! نگارنده به عنوان مخاطب به تئوريسينهاي مذكور ولايت دايكندي، كه خود نيز از اهالي آن هست، چند عرايضي دارد اميد ميرود كه مورد توجه قرار گيرند: 1ـ طرزكار و تلاش تان ستودني است، پس اين تلاش را نهادينه كنيد، با نظريهپردازيهاي تان نظريه توليد كنيد، كه چراغ راه باشد، نه مجموعه مطالب تكراري و چه بسا فتنه انگيز؛ 2ـ هر نقدي كه داريد، سرجاي خودش درست؛ اما راهكارش چه بايد باشد، عالمانه و صادقانه بيان كنيد، سالها است تهمتها و توهينها در قالبهاي مختلف ارايه ميشوند، ادامة اين كار وحشتناك و اسفبار است، در تغيير اين وضع بدعتگذار و مخترع باشيد؛ 3ـ نقد و انتقاد سازنده، خود واقعاً مفيد و نياز است، اما تخريب حيثيتهاي سياسي، اجتماعي، دولتي و شخصي كه نقد نيست، انبوهسازي اجساد شخصيتها خواهد بود كه متفكرين منتقد ما بر بلنداي آن خزيده، با احساسات و عواطف عدهي ظاهر بين تشويق ميشوند، و اين نوعي كلهمنارسازي است و اجحاف، زيرپاي انسان اجساد مظلومين كه به ناحق شهيد شخصيتي ميشوند، و بالا رفتن از نردبان عاطفهها و بدور از بار عقلاني و منطقي، باعث ارتقاء انسان در صحنههاي اجتماعي و سياسي نخواهد بود، شما به نظر اين قسمت را راه اشتباه ميرويد. 4ـ شما كه در بند و بحث علم رجال نيستيد كه تا افراد را جرح و تعديل كنيد، پس بپذيريد كه نقد شخصيتي كار شما نيست، افكار عمومي و دادگاه است، اعتماد گزينهي خيلي مهم در زندگي است، به گفتهها و تصميمات دولتمردان اعتماد كنيد نقد هم كنيد، با جا و سازنده، البته اين بياعتمادي معضل بسيار بزرگي است كه در كشورهاي جهان سوم، با ضمانتها و شهود آوريها و... بيشتر رخ مينمايد. 5ـ در كشورما كلاً چه دولت و حكومت قانوني باشد مانند كرزاي و چه غير قانوني، به دولت و حكمرانان دولت به ديد منفي و ظالم مينگرند، هيچگاه در كنار دولت احساس آرامش نميتوانيم داشته باشيم، البته اين تنها در افغانستان نيست، در بسياري كشورها چنين ذهنيتي هست، ولي اين درست نيست، بنده در صدد تأييد و يا رد كاركردهاي دولت محترم كنوني نيستم، اما تويي منتقد با همين اوضاع و شرايط داخلي و بين المللي چه پلاني غير از دولت كرزي ميتواني داشته باشي، اگر كاري نميتواند و يا مسؤوليت در تخصص و درك بعضي حكمرانان دولتي نيست، با غيريت سازي، دشمنتراشي و تبليغات منفي كار پيش نميرود، نقدهاي سالم، فني، علمي و حرفهي ارايه دهيد،تا كارساز باشد، شما اگر فردا يك پست دولتي بدست آوريد من و امثال من همين نقدهاي هوايي را خواهم داشت، تا بصورت علمي و مبنايي نقد و نظريهپردازي نكنيد، در عصر آگاهي، به گفتهي ميرزاعلي قُل مو گپاي شما را كسي به جو نميخرد. 6ـ امنيت كشور واقعاً از معضلات درجه اول مملكت است، زور علمي تان را در اين راستا مصرف كنيد، با نظريهپردازي در مفاهيم نژاد پرستي، ناسيوناليزم، وحدتملي، سياستخارجي، سياست داخلي، پليس، اردويملي، ساختار اداري و... به اين مهم ملي(امنيت)كمك كنيد، سنگي از اين بناي فرو ريخته را برداشته روي هم گذاريد تا از انديشة شما، من، پشتون، تاجيك، ازبك و... كشور امن و با صفا داشته باشيم؛ 7ـ مشكلات فرهنگي و اقتصادي نيز از معضلات ديگر كشور است، كه نياز به توجه جدي انديشمنداني چون شما دارند، پس جنگ تنبهتن علمي راه اندازيد و كاملاً آزاد و حرفهي با متدها و روشهاي پژوهشي با همديگر مبارزه كنيد، نه جنگ لفظي عاطفي و شاعرانه كه گاه مثل زنان بد اخلاق به بد زباني و يا توهين به يكديگر كشانده شود، كه از مقام تان بدور است! 8ـ چرا شما افق بالاتر را نگاه نكنيد، نظريهپردازاني در عرصههاي مختلف چون: فارابي، ابن رشد، خواجه نصير، سيد جمال الدين افغاني، مرحوم آيت الله خميني، مولوي بلخي، اقبال لاهوري و... از مسلمانان؛ هابز، رسو، منتسكيو، ماكياولي، هملتون، ليست، اسميت، بيسمارك و... چگونه نظريه پرادزي ميكردند، تا جايي هم در عرصة سياست و حكومت، روابط بين الملل، و اقتصاد نظرياتشان راهكار و راهنماي برخي كشورها شدند، حالا شما و امثال شما چرا نتوانند،براي مردم و دولتشان راهكار ارايه دهند. زحمت كه ميكشيد، پس چرا بهتر نباشد؛ 9ـ هركدام در بارة بهبود اوضاع ولايت تان طرح دهيد، همه اهالي افغانستان با همديگر همفكري و همگرايي داشته باشيم، و با تحكيم وحدتملي كشور پويا و پررونق ارايه دهيم. 10ـ منتظر انديشهها و نظريههاي سازنده، مفيد و ماندگارتان هستيم. -------------------------------- گفتني است كه بزرگوراني كه مايل هستند، ديدگاههاي انديشمندان بهروز ما را بخوانند، به وبلاگهاي غرجستان، كبوترخوان و سايت سمنگان و... مراجعه بفرمايند، و در نقد، نقد نقد ما هم نقدي ارايه فرماييد، خوشحال خواهم شد. عبدالله قاسمي از دايكندي، دانشگاه كرمان ۱/ثور/1387 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/01ساعت 16:53 توسط جمعي از دانشجويان |
|
|
دوستان اهل علم و ادب، فرهنگ و الكترونيك سلام!
مدتها است كه ما جمعي از دوستان به طريقي نتوانستيم خدمت باشيم، اين بار با هماهنگيهاي بهتر در فضاي علم و دانش وامدار انديشههاي پاك تان خواهيم بود.
شادابترين گلهاي بهاري تقديم تان
دانشجويان دايكندي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/01ساعت 15:5 توسط جمعي از دانشجويان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اين وبلاگ ميداني است، كه در آن تمامي دوستداران فرهنگ و ادب و متانت انساني با اتكاء به قدرت لايزال الهي، طرحها، پيشنهادات، انتقادادات، اثرات و...در قالب گفتمان نقد و نظر به نمايش گذاشته و از اطلاعات، علوم و فنون همديگر بهرمند، ميشوند.
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 فروردین 1388 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
شبكه افغانستان قلب آسيا سرويس خبري آريانت در دايكندي چه ميگذرد؟ كبوتر خوان مسيح ارزگاني غرجستان كابل پرس |
|
RSS
|